شیطونیای خطرناک جوجه
سلام پسرک قشنگم تقریبا نزدیک ٥ مااااهه که خودمو فراموش کردم خودمو با دیدن چشما و دستا و اون نگاه زیبااااات به دست بااد سپردم و همه ی زندگی و نفسم فقط خلاصه میشه در وجود تو. واقعا وروجک شدی و تمام روزامو با عطر تنت پر کردی. چند وقتیه که بدجور سرما خورده بودم و نمیتونستم بهت شیر بدم .از بدبختی من هم لب به شیشه نمیزدی و بابایی به زور عادتت داد و حالا .....مگه میشه شیشه شیر رو از ذهنت بیرون کرد! هرجای خونه که باشم تمام نگاهت به منه و همش در جستجوی منی .....انقدری که به من و دیدنم وابسته ای به زانیار و هیچ کس دیگه ای نیستی. تازگی ها همش جیغ میکشی ....گریه نه هاااااااااااااااااا جیییییییییییییییغ با صدای بلند و نخ...
نویسنده :
💚رستا💙
12:03



